ازدواج


ازدواج

من ملينا هستم ٢٦ ساله ٦ ماه پيش با پسرى آشنا شدم و بين ما رابطه پيش اومد من خيلى پشيمون شدم و گفتم نميخوام رابطه داشته باشيم ولى ايشون گفتند اگر رابطه نداشته باشيم من تو رو نميخوام منم از ترس از دست دادنش باهاش رابطه برقرار كردم بعد از يه مدت بهم گفت تو ز اول دختر نبودي  بعد از اين ماجرا من دكتر رفتم و گفت ارتجاعى مدخوله از اون به بعد دنيا روى سرم خراب شد و حتى يك شب هم خواب آروم نداشتم حالا بعد از ٦ ماه بهم ميگه تو پرده نداشتى و من هيچ عذاب وجدانى ندارم از طرفى به طور غير مستقيم ميگند كه من تو رو نميخوام و آينده رابطمون مشخص نيست حتى منت سرم ميذاره كمكت ميكنم ترميم كنى من خيلى پشيمونم و توبه كردم حتى توى يه سايت خوندم اگر كسى زناى غير محصنه داشته باشه و توبه نسوح كنه خدا ميبخشتش و عيبشو و گناهشو در اين دنيا و اون دنيا ميپوشونه من خيلى ناراحتم و توبه كردم ولى خانواده مذهبى و سنتى دارم و اگر بخوام ازدواج كنم احتياج به پرده دارم از استرس شب و روز ندام حتى نميتونم درس بخونم به نظر شما ترميم انجام بدم  توي برزخ گير كردم لطفا كمكم كنيذ از خود برتر بيني يا هر دليل ديگه اي به طرف غلبه كنه و به اين سمت وسو سوقش بده. مريم هم روي ديدن پدربزرگ رو نداشته تااينكه به ملاقاتش ميره و پدربزرگش ازش سوال ميكنه . مريم هم تحت تاثير حال پدربزرگش من رو انكار ميكنه!ميگه يه خواستگاري بوده كه زياد جدي نبوده. بقول خودش يه دروغ بزرگ ميگه!و پا روي احساسش ميزاره ومنو انكار ميكنه !الانم ميگه خيلي خسته اس و توانه اينكه بخواد اين رابطه رو ادامه بده نداره!دلش ميخواد تنهاباشه...ميدونم منو خيلي دوست داره و بي تجربگيش باعث اين تصميم شده!الان مونده ام چكاركنم تورو خدا كمكم كنيد.من شناختم نسبتش بهش كامله و ازميزان علاقه ام مطئنم و حاضر هركاري رو بكنم تابهش برسم دعا كنيد برامونو اما بزارين از مريم (اسم مستعار) بگمدختري هست مغرور. تاحالا باهيچ پسري دوست نبوده و رابطه عاطفي نداشته و من اولين نفربودم تو زندگيش تو رابطه عاشقانه و... خيلي بي تجربه هستشتا حالا كلي دوستاش رو سرزنش كرده كه چرا وارد همچين رابطه هايي ميشن بنابرين تو اين مدت روش نشده به دوستاش ازمن بگه چون ميترسيده مسخره اش كنن . الانم ديگه دير شده چون سنگ صبور دوستاش بوده و حال روش نميشه بگه كه تو اين همه مدت چه حرفايي تو دلش بوده و نگفته به اونا...درمورد خانواده اش هم بحث ترس از غيرتي شدن وووو نيس! رابطه خوبي باپدرش داره بخاطر همين رابطه خوب روش نميشه به پدرش بگه كه تو اين همه مدت  به صحبت تلفني وحضوري هم كشيده شده.الان واقعا مستأصل شدم نميدونم بايد چيكاركنم و از شما براحل اين مشكلم كمك ميخوام.....باتشكرسايت هاي همسر يابي دائم و موقت صادر نكرده است و تبليغات انجام شده به عنوان فعاليت با مجوز وزارت ورزش و جوانان دروغ است.تحكيم خانواده راه اندازي شده اند امروز به دليل بي توجهي مسئولان به مراكزي براي دوست يابي و ازدواجهاي ناپايدار تبديل شده‌اند. كي از اين سايت ها كه چند روزي است با تبليغات وسيع به دنبال پيدا كردن جوانان و جذب آنها است در پست هاي الكترونيكي كه به صورت وسيع ارسال مي كند، مدعي است افرادي كه ازدواج آگاهانه و پايدار را در ذهن دارند مي توانند با عضويت در اين سايت نيمه گمشده خود را پيدا كنند.اين سايت كه براي يافتن نيمه گمشده تعرفه هايي را در نظر گرفته است، فعاليت خود را به صورت گسترده در سطح كشور آغاز كرده است و به جوانان وعده مي دهد كه تمام اطلاعات همسر دلخواهشان را مي توانند براي اولين بار در اين سايت ببينند.نكته قابل توجه عدم مسئوليت پذيري سايت در خصوص اطلاعات ثبت شده افراد، فريب و سوء استفاده و دريافت وجه براي ايجاد كاربري و صحبت با همسر دلخواه است. البته افراد مي توانند براي كساني كه عضو اين سايت نيستند، پيامكي با سامانه سايت همسريابي ارسال كنند.دفتر برنامه ريزي ازدواج و تعالي خانواده وزارت ورزش و جوانان نيز در رابطه با فعاليت سايت هاي همسر گزيني مي گويد: افرادي كه مي خواهند در اين حوزه فعاليت كنند، ابتدا بايد براي دريافت مجوز به دفاتر سازمان نظام روانشناسي و مشاوره مراجعه كرده و پس از گرفتن مجوز از اين سازمان به وزارت ورزش و جوانان مراجعه كنند. خواهرم دوري غربت تنهايي خوابگاه استقلال درس اينها مختص اين دوره زماني شماست كه ان شاء الله داري در راه پيشرفتت قدم ميگذاري عزيزدلم فرقي نداره پزشك باشي يا هر رشته خوابگاه كه باشي و دور باشي و نتوني زود به زود سر بزني ناخودآگاه روحيه ات رو كمتر ميكنه اما بله قبول دارم كه رشته شما بخاطر مشغله بيشتر امكان رفت وامد بسيار كمتره و اساتيد اجازه نميدن اما چند كار انجام نده: آهنگ زياد گوش نكن چون دامن ميزنه حس تنهايي و اصلا خوب نيس، تنها نشين و فقط شده شنونده باشي سعي كن كنار بقيه باشي دوستان پرستار و...، به اينكه الان بقيه در حال خوشي هستن فكر نكن چه بسا همونها دوست دارند جاي شما باشند، حواستو جمع كن اين تنهايي ها باعث نشه خدايي نكرده ت همون ضرب المثل خودمون كه ميگه از هردست بدي از همون دستم پس مي گيري شما اگه خودت باشخصيت باشي اينجوري برخورد نكني طرز حرف زدنت و از همه مهم تر طرز فكرتو عوض كني مطمئنا طرفتم خوب برخورد ميكنهكدوم ادم عاقلي وقتي خوبي ببينه محبت ببينه بدي ميكنه؟؟؟ولي قبول دارم بعضي از دخترا كه كمم نيستن به قدري خود راي و خود سرن كه واقعا توي چندتا برخورد ميشه شناخت واسه چي ميگن مدت اشنايي كمتر از 6 ماه نباشه؟ طرف 6ماه ميخواد خودش نباشه؟؟؟؟ اين امكان نداره كاملا به شناخت ميرسين !در ضمن اين حرفايي كه زدين الان بين اقايونم خريدار نداره چه برسه به اينكه دخترا بخوان حساب ببرنديدين كه همه حمل بر سطح فرهنگ و سواد پايين گذاشتن پس بهتره رويه تونو و طرز تفكر تونو عوض كنين چون واقعا دوره اين حرفا گذشته....ميشي و هم صحبت، موقع كار حتما خودت رو تقويت كن نگفتين دست بزن هم داره يا نه اگه نداشته باشه جاي اميدواري هستوزمو حساب كردو لحظه خروجم از دفترش پشيمون شده بود دميترسه ازاينكه پدرش اعتمادشو از دست بده به اصطلاح خودش پدرش دلش بشكنه چون ميگه پدرش هميشه سرش بالا بوده كه دختراش اهل اين رابطه ها نيستن! از طرفي هم چون نوه بزرگ هست توي فاميل مادري حساسيت ها روش زياده راستي مريم بچه بزرگ هستش!به سرم زده برم باپدرش صحبت كنم اما ميترسم علاقه اش به نفرت تبديل بشه! لطفا كمكم كنيد  ز همه چي خبر دارم شوهرم منظور بدي نداشته و الان داغونه و خودشو سرزنش ميكنه كه چرا يه لحظه بي اختيار دستتو گرفته و دلش پاكه و حالا كه كار به اينجا رسيده و اينقد داغون شده من مخالفتي ندارم كه با پيشنهاد ازدواج موقتش موافقت كني تازه خوشحالم ميشم دختري به خوبي و مهربوني تو توي شركت هواشو داشته باشه مادر من شديدا مخالفن قمشكل ديگه اي هم است اينكه يك مورد ديگر هم پيدا شده كه دختر خوبي است ولي خب هم سن هستيم و به اندازه مورد اولي علاقه ندارم ولي خب با حيا و عفت است حالا موندم .چون اگر بدون جواب مورد اول سراغ مواردي ديگر بروم ممكن در آينده به مشكل برخورد كنم كه چرا صبر نكردم.از طرف ديگر هم ممكن است يكسال ديگر نشود و حسرت اين روز هارو بخورم و بگم كاش با همين مورد آشنا ميشدمر شما قبل از ازدواج دوست دختر نداشتيد و پاك مونديد لياقت شما و شان شما هست كه با دختري ازدواج كنيد كه مثل خودتون پاك بوده نه كسي كه چند تا يا يه دوست پسر داشته حالا بياد با شما ازدواج كنه.مطمين باشيد مورد هاي بهتر به پستتون ميخورههشت سال تفاوت سني داريم تحصيلات هر دوتامون كارشناسيه كار من تدريسه و ايشونم در رشته خودشون كار نمي كنندكار آزاد دارناما واسطه مون كه بهشون اطمينان داريم ميگن وضعيت مالي شون خوبه خب يكي از ملاك هاي من همين بود كه همسر آينده ام حداقل خونه داشته باشن تحقيقم كرديم كسي بد نگفت از لحاظ فرهنگي سطح خانواده ما بالاتر از اوناس به طوري كه ميگفتن ايشون تنها فرد تحصيل كرده فاميلشوننوهضم ان موضوع براي من كه در يك رشته هنري درس خوندم خيلي سخته با توجه به اينكه ايشون به واسطه كار و خانواده شون كه بالاخره مدام با اونها سر و كار دارن اصلن به روز نيستن و اين هميشه براي من مهم بوده كه همسرم در تكنولوژي هاي روز مره مهارت داشته باشن و بسيار با ادب و شخصيت باشنتمام مدت كار من توي اون شركت5 روز بود ... كارم محيطش همكاران و درآمدش مطابق ميلم بود.. با اينكه ايشون پيشنهاد خارج از شرع به من ندادن و از من انتظار روابط فلان هم نداشتن گفتن فقط حلال و عاطفي همسرمو توشركت ساپورت كن چون فشار كارش زياده منم اونجا نيستم كه هواشو داشته باشم و ...خلاصه از كار اومدم بيرون ولي اون آقا دايم اس ميدن و قسمم ميدن برگردم سركارم و دايم ابراز پشيماني ميكنن ... ميدونم خيلي توي فشارن ولي خب منم براي زندگي خودم برنامه اي دارم و .طوري جوابشون رو بدم كه خيلي ضربه نخورن و براي زندگي من هم اتفاق بدي نيفته .. من بهشون گفتم با ازدواج موقت مخالفم به نامحرم هم كه نميشه ابراز علاقه كرد پس دليل نداره وقتي ميدونم چه انتظاري از من داريد دوباره برگردم سركارمايشون ميگرن دارن قلب و معده شون هم ناراحخودتون گفتين قلب تون زيادي مشكي است!! ومشكل اصلي خودتون و وسواس فكري است كه گرفتارش شديد، اين حرفام كه خيلي عاشقشم و ميترسم با پسرها دوست بشه هم همش توجيه اي است كه براي افكارخودتون ساختيد وصرفا زاييده تخيل شماست ، شمابايد خيلي عادي بااين قضيه برخورد كنيد، الان ديگه جامعه اي نيست كه زن بشينه خونه، ازخونه درنياد تاباهيچ پسر ومردي برخورد نداشته باشهيه جوري از دانشگاه و محيط ش صحبت ميكنيد انگار بقيه نرفتن دانشگاه و نميدونم چه خبرهبايد بر روي درس و تحصيلتون بيشتر تمركز كنيد و در كنارش ورزش و سرگرمي هاي ديگه رو فراموش نكنيدسعي كنيد در مواعد زودتر به خانواده سر بزنيد يا شرايطي فراهم كنيد كه گاهگاهي خانواده به شما سر بزننداين حالت شما نوعي دلتنگي و دلزدگي از هنوز طلاق نگرفته و لازم بود شما به محض اينكه متوجه شديد كه متاهل است، بايد فورا باهاش قطع رابطه مي كرديد تا عامل محرك در طلاق گرفتن و از هم پاشيدن يك خانواده نباشيد. نميخوام بگم شما باعث و باني اين كار بوديد. ولي قطعا بي تاثير نبوديد. و بهتره هر چه سريع تر باهاش قطع رابطه كنيد چون شما باعث تقويت تصميم ايشون براي طلاق خواهيد بود اصلا شايد بعد از آشنايي با شما تصميم به طلاق گرفته باشه.اما ما بر فرض اينكه ايشون طلاق گرفته سوال شما رو بررسي خواهيم كرد.سوال شما داري وجه هاي مختلفي از جمله ازدواج با مطلقه، ازدواج با اختلاف سني زياد، بچه دار بودن مرد مورد نظر، گرفت رضايت از خانواده خودتون براي اين ازدواج و..است بنابراين تا حد امكان با در نظر گرفتن وجه هاي مختلف به سوالتون پاسخ ميدم اما براي گرفتن پاسخ كامل و حل مشكل لازمه كه بعد از بالا اومد سوالتون و بياييد و در قسمت نظرات با كاربرا و كارشناس بحث كنيد تا به نتيجه برسيد.ركز بر روي تحصيل ، بسيار روشن خواهد بود ان شااللهالبته من در حدي نيستم كه بخوام اين حرفها رو به يه دختر خانمي بزنم كه در واقع با قبول شدن در رشته پزشكي ، خودش رو يك انسان پرتلاش ، صبور و هدفمند ثابت كرده! دانشگاها هم هست و مطمئن باشيد دوطرف ازاين حرفها هيچ منظور خاصي ندارن، مخصوصا يه خانم شوهردار هميشه ارتباطش رو با آقايون درحد ضرورت حفظ ميكنه، شماهم نبايد زيادي سخت بگيريد، اگه اين افكار هيچ رقمه از ذهنتون بيرون نميره و واقعا اذييتون ميكنه، حتما به يه مشاور يا روانپزشك مراجعه كنيد چون بيش از حدش اصلا طبيعي نيست موفق باشيد كنيد و هنوز وضعيت زندگي آقا پسر مشخص نيست و همچنين حاضر نيست با خانواده خود در ميان بگذارد و براي خواستگاري اقدام كند. پس شما بايد به آقا پسر بگوييد كه تكليفش را مشخص كند اگر قصد ازدواج دارد هرچه زودتر اقدام كند و شما رابطه را قطع كنيد و تا اقدامي نكرده ديگر به او جواب ندهيد اگر شما را براي ازدواج بخواهد حتما اقدام مي كند و اگر غير از اين باشد شما ضرر نمي كنيد و متوجه مي شويد كه قصد فريب شما را داشته است. همانند ما در مزارع و گندم زار ها قدم ميزنيد ، حس اينكه شما هم در پاره اي از مسائل مانند بنده فكر ميكنيد به من دست داد كه اگر من به اون دست نداده بودم الان نه من اينجا بودم نه اين نوشته بنده به شما عرض ميكنم و شما هم اين پيام مرا به گوش هم صنفي هاي خود برسانيد كه اي خانمها بس است ديگر دست از اين لج بازي ها و پيش شوهرش چندين دعا و سه نوع مهره پيداكرده يه چندجا نشون كه دادن گفتنش اين جادوايه كه تورو پيش شوهرت نگهداره , چشم خانوادت بسته بشه و آسايش از خانوادت گرفته بشه. شوهرش معتاده چندبارهم كمپ ترك اعتياد رفته تا به دختره قول بده ترك ميكنم اما فرداش همون آش و همون كاسه. باز شوهرش مشكل ناباروري داره و بچه دار نميشه.متوجه شدم به اندازه من اون هم به من علاقه داره از طرفي باشوهرش نميتونه زندگي كنه و زمين تا آسمون باهم فرق دارن حتي عقايدشون. راهنماييش كردم بره پيش چي ميشه گفت شما يعني نه ميتونه زيادبيرون بياد ونه خيلي كارهاي ديگه.... خانواده من كاملا درجريان هستند و من پارسال كه بهش ابرازعلاقه كردم گفتم حاضرم هرچي زودترباخانواده بيام خواستگاري.... اما اوايل مريم روي علاقه اش شك داشت.... حالا كه مطمئن شده نميتونه بره بگه كه من يكسال بااين پسربودمو به شما نگفتم! خانواده اش هم زيادي حساس هستند وتا ته قضيه رودرنيارن كه اين رابطه ماازكجاشروع شده ول كن نيستن! ازطرفي هم من اگه به عنوان خواستگارمعمولي برم جلواصن نميزارن كه مابه خواستگاري بريم! زندگيتو با يه نامحرم صحبت كني سخته ولي رابطه رو تموم كن و سعي كن فراموش كني شما اين همه مدت صبر كردي تو اين سن چرا رفتيد طرفه اينجور آشناييه پر خطري رفعه تنهايي به چه قيمت كامل كنار بكشيد از اين رابطه الان شما اوله دردسراتونه اگر صبر كني كلا فراينده طلاق خيلي طولانيو وقت گير و اعصاب خورد كنه اين وسط شما ضرر ميكني مطمئن باش چون اون تو شرايطه بديه احتمالا اگر راست گفته باشه و واقعا مشكل داشته باشن و ايشون بچه هم داره شما هم كه احساساتي هستيد الان ميخوايد مثلا از اين آقا حمايت كنيد بدتر هم آبرو خودتون به خطر ميوفته هم ذهنو زندگيتون نابود ميشه بشينيد درست فكر كنيد واقعيتارو كناره هم بذاريدو آيندتونو با وجوده اين آقا ترسيم كنيد مطمئنا آينده ايده آل و جالبي نيست در ضمن اينو فراموش نكنيد يه مرد سالم و اهله زندگي با داشتنه زن و بچه و مشكلاته زندگي دنباله پيدا كردنه يه زنه ديگه نيست يه مرد واقعي مشكلشو حل ميكنه از خونواده و شرفش حفاظت ميكنه سعي ميكنه مشكلاتشو مديريت كنه احساسه مسئوليتش اجازه نميده يه نفره ديگه مخصوصا يه دخترو اسيره مشكلاتش كنسن داره و بدون پشتوانه..لي در بيشتر موارد فكر ميكنم حفظ گردن يكسري حريمها باعث ميشه علاقه طرفين از بين نره وقتي طرف با يكي دوسته و رابطه  جنسي برقرار ميكنه احتمالش خيليه كه باهم ازدواج نكنن چون جذابيتي ديگه ندارن البته سه سال به نظرم زياد باشه معمولا رابطه دختر و پسر اگه همه چي خوب پيش بره و كات نشه فقط سلام اينكه شمن در ظاهر به طور فجيح نباشند .خود من به شخصه دوستايي دارم كه ترماي آخر حتي رفتار و حجااقعا غربت ودوري ازخانواده براي هركسي سخت هست وبراي دختر خانم ها سخت تر چون  جامعه ما دختر خانم ها رو  ازيكسري جهات محدودكردهاما به ياد داشته باش بعد از هرسختي آساني هم هست ودر ضمن يك انسان ميتونه دركنار درس ودوري ازخانواده هم از زندگي لذت ببره فقط بايد بلد باشي ومثبت فكر كنيدوستان خوبي رو براي خودت انتخاب كن كه داراي اين ويژگي ها باشند:با ايمان ،اخلاق خوب،درس خوب،مثبت نگر ،وشادبا داشتن همچين دوستاني ميشه از زندگي لذت بردي هستن كه حاضرن باشما ازدواج كنن، فقط شما بايد باديد باز به دنبال فرد مناسبتون بگردين و به نظرمن بهتره اول يه كم به خودتون زمان بديد تا نگين و خاطره هاش كاملا از ذهنتون پاك بشه و بعد باخيال راحت و به دور احساسات منفي، دنبال همسرمناسب بگرديدمن مطمئن هستم شما باهردختري كه ازدواج كنيد، اون رو عاشقانه دوست خواهيد داشت وخب عشق بعداز ازدواج، كاملا دوطرفه ست و قطعا بازتاب عشق ومحبتي رو كه نثار همسرتون ميكنيد، از اون دريافت خواهيد كرد، پس نگران نباشيد، شما حتما به زندگي زيبايي كه مدنظرتون هست، ميرسيد، فقط بايد كمي به خودتون زمان بديد تافكر وروح تون آرامش بگيره و اين افكار منفي ازذهنتون بيرون برهبازم براتون آرزوي موفقيت وخوشبختي ميكنمنفر بودن نه يه لشگر باند بهر حال من ديگه نميرم سركار ...پس زن و شوهر جز مورد آخر،بقيه موارد فكر نكنم زياد مهم بوده باشند هر چند مورد آخر به بقيه ربط داره.خلاصه مخالفتكي از دوستام شرايط شما رو داشتن و الان هم خداروشكر عقد كردن . دوستم و همسرشون همكلاسي بودن و دو سال با هم دوست بودن خانواده ي پسر نميدونستن و بهشون گفته بود يكي از همكلاسي هام رو در نظر گرفتم مادرو خواهر اقا پسر ميرن دم در دانشگاه دختر خانم رو ميبينن و ايشون هم هيچي از ماجرا نميگه بقيهخواهش ميكنم يادتون باشه افتون اينجوري از اب دراومد همه چي برميگرده به رفتار و طرز برخورد شما كه مي تونين طرفو لجبازتر و يكدنده تر كنين يا سياست به خرج بدين و كسي كه تااين حد يكدنده س رو عاشق خودتون كنيد... . با توجه به اين نحوه برخورد فك نميكنم همزمان با ارتباط باهاش بتوني ازش بخواي كه تكليف همسرشو مشخص كنه . رابطتو كاملا قطع كن و بگو تا تكليف اون رو مشخص نكني سراغم نيا اصلا هم كوتاه نيا . اگر ميخواي زن دوم بشي هم كه بحثش جداس ولي اونم بايد نظر زن اول رو بدوني شايد اون راضي به اين كار نباشه. يه چيز رو هم در نظر بگير همه زندگي هايي كه با تنفر به طلاق كشيده شده روزي با عشق شرو شده بودن. پس اينقد حس دلتنگي و دوس داشتن به يك نفر پيدا نكن. لذت ميبرم دو نفر رو ميبينم كه منطقي بدون رابطه عاطفي خواسته هاشون رو مطرح ميكنن و طي زندگي اون عشق واقعي رو تجربه ميكنن نه مثل زندگي خود اين اقا كه عاشق زنش بوده حالا براي فرار از اون سمت شما اومده. الانم تصميم گرفتم حالا حالاها نرم خونشون تا خودش زنگ بزنهو. اين الان اولين بار نيستو سه چهار باره ازين موضوعات داريم كه من به كل بهم ميريزم. به شوهرم قبلنا ميگفتم اونم ميرفت داد و بيداد ميكرد دعواشون ميشد وحشتنناك. الان از ديروز تا به حال بهش چيزي چه كنم من آخه با داستان.ميخوام خونه خودمون رفتم بهشون رو ندم! چه اكشور ديگه م هستن كه ديگه چيخوي ازدواج با طخانواده ش تاحدودي حق دارن چون دخترها عواطف واحساساتشون خيلي سريع درگيرميشه نگرانند ذهنش درگيربشه نتونه خوب درس بخونه وكنكور بده، يه مورمطلبي كه بيست سال براي همسر شما از طريق جامعه القا شده ، شما نمي تونيد يك شبه برطرف كنيد......پس از همين الان يك كاغذ و خودكار برداريد يك برنامه چند ماهه بچينيد ، خيلي بايد دقيق باشه ، حواستون باشه خيلي سريع سراغ اصل مطلب نريد ، بايد كم كم چي بيشتر ازتنهايي تو تاريكي شب زير نور ملايم با يه اهنگ گوشنواز و يه فنجون چاي ميتونه حال ادمو خوب دقيقا خرداد سال قبل بود فك كنم اواخرشبنده چون خانواده مذهبي دارم و هستيم با توجه به عقايدم و بيشتر اينكه شوهردار است رابطه ام را براي رضاي خدا با او قطع كردم اما دورا دور پيگير جريان زندگي اش هستم. درآخر چشم به اميد دارم بتونم باهاش ازدواج كنم... اما من هم مشكلي دارم خانواده من به شدددت مخالف با ازدواجم با يك دختر مطلقه هستن اما مگر كسي كه طلاق گرفته آدم نيست؟ حق زندگي نداره؟خواهشمندم  كمك كنيد چكار بايد كرد؟بود كه به قدرت موسيقي پي بردم و  تا الان  بي كلام دارم كه هركدومش يه جايي حالمو خوب ميكنه. بهت پيشنهاد ميكنم حتما تنهاييت رو با موسيقي پر كني. يه نور ملايم و يه موسيقي بي كلام ادمو تا اخر تخيل ميبره  واسه بقيه تنهاييت هم با يه ا عزيز دل برادر ، چه لزومي داره كه ايشون بخواد فعلا قضيه رو به خونوادش بگه البته اگه واقعا قصدتون ازدواج هست)كاملا هم طبيعي هست كه همچين دختري روش نشه همچين موضوعي رو به خونوادش بگهشما بابد هر چه زودتر از طريق خونواده خودتون اقدام به خواستگاري بكنيد تا به عنوان خواستگار شناخته بشويد بدون اينكه كسي بفهمه كه شما دو نفر قبلا همديگه رو ميشناختيد!تا بعدش ديگه مريم خانم ،  خود داند و خونوادش!ضمنا اگر هم كسي بايد فعلا اين موضوع رو با خونوادش درميون بگذاره ، شما هستيد  نه اون دختر خضمن توضيح اينكه خيلي از واژه ها و تركيب ها كه استفاده ميشه از معناي عام اون فاصله زيادي داره، من اصلا قصد جسارت نداشتم وقتي از واژه افسارگسيخته استفاده كردم. اين اصطلاحيه كه بطور عام حداقل در عرف اصفهان استفاده مي شه!دو تا مثال ميزنم:يه جمله ديگم داريم، ”زن سوار ميشه”مثلا مشاور ميگه كه مرد بايد مدبر و عاقل باشه كه تصميم درست زندگيشو بگيره. در اين كار بايد نظر همسرش رو هم پويا بشه و مشورت بخواد و بر اساس اونها و صلاح مملكت خويش تصميم نهايي رو بگيره.خ: يعني ايشان هم بايد رفتار ثابتي داشته باشد تا شما بتوانيد مطابق روحيات و اخلاقيات او عكس العمل نشان دهيد. البته اولا مشكلِ نداشتنِ ثبات در رفتار بيشتر در آقايان ديده ميشود ثانيا برفرض كه در ايشان هم باشد، در مورد اينكه چطور اين مسئله به ايشان منتقل شود نياز به بررسي دارد چون ممكن است خود شما نتواني مستقيم اين مسئله را به او بگوييد و نياز باشد فرد سومي اين كار را انجام دهد”قاطي مرغها رفتن”كارمان با پرستاران زحمت كش است. با اينكه حقوق اين قشر نسبت به ساير كادر درماني كمتر مي‌باشد اما اين اشخاص وظايف سنگيني را بر عمورد شما بسيار شبيه موردي است كه براي من پيش امده با اين تفاوت كه من آن پسري بودم كه جواب رد شنيدم. شايد نكاتي كه من اشاره مي كنم بسيار به نظر خواستگار شما نزديك باشد كه موقعيت مشابه با ايشان را دارم. نكته اول: من به شخصه انتظار ندارم بعد از يك جلسه خواستگاري هيچ گونه تصميم گيري و جوابي از طرف مقابل بشنوم.  اين تصميم گيري سريع تنها در صورتي موجه است كه فرد ايراد بزرگي داشته باشد.  من به شخصه پس از شنيدن جواب منفي، ساعت ها و روزها به اين فكر مي كردم كه چرا بايد از آن دخترخانوم پس از يك جلسه جواب منفي بشنوم در صورتي كه وقتي خودم را جاي ايشان قرار ميدهم دليل بزرگي نمي يابم. اطرافيان كاركشته تر از من هم من هم از جواب منفي شنيدن پس از يك جلسه متعجب شدند و شناخت و همچنين تصميم گيري بر اساس يك جلسه غيرممكن مي دانستند. بدين طريق با اينكه پرستاران مايه آرامش بيماران هستند، خودشان از آرامشي كه خداوند در ازدواج و زندگي با همسر قرار داده است بي‌بهره مي‌شوند. كه اين امر توجه ويژه مسئولين امر را مي‌طلبد. البته علت تجرد فقط ساعت كاري بالا نيست بلكه گاهي اوقات فضاي بيمارستان روحيه لطيف بعضي از خانم‌ها را آزرده مي‌كند و دچار افسردگي مي‌شوند در نامه‌اي كه اخيرا يكي از كاربران براي مان ارسال كرده اين موضوع به وضوح هويداست. نامه وي به شرح زير مي‌باشد:سلام/اسم من حسرت است من در مقطع تحصيلي ارشد بخاطر رشته‌ام مجبور شدم به سالن تشريح جنازه بروم و مدتي آنجا حضور داشته باشم، خدا را شكر بعد گذشت چند سال و ديدن عكس‌هاي جنازه‌هاي مختلف مجبور نيستم در اتاق تشريح حضور داشته باشم. اما احساس مي‌كنم روحيه‌ام به هم ريخته است.  اوايل هركسي را مي‌ديدم در ذهنم جسدش مجسم مي‌شد! شايد حرفهايم براي شما ملموس نباشد و شايد بخنديد اما مرگ خيلي سريع‌تر از انچه كه ادم فكرش را مي‌كند اتفاق مي‌افتد. خانواده‌ام معتقدند كه من روحيه حساسي دارم با اين حال خيلي سخت گير هستند و از كودكي به من ياد دادند كه جلو احساساتم را بگيرم و خودم تنهايي مشكلاتم را به دوش بكشم. هميشه احساس عذاب وجدان دارم و فكرمي‌كنم عمرم كوتاه است! چه درسها و زبانهايي را كه دوست داشتم ياد بگيرم اما مي‌ترسم عمرم كفاف ندهد. خانواده‌ام ارزو دارند كه ازدواج كنم اما من در دنياي خودم هستم.شوهرش معرفي كرد بعد مدتي بازم نتونست ازدواج ابراهيم رو با هاجر تحمل كنه. حالا چطور اين خانوم...بايد بيشتر دقت كنيد!حالا چند تا نصيحت خواهرانه به شما بكنم اين ترفندهارو ديگه ما تو كتاب ها روزنامه و جاهاي ديگه كهنه كرديم دختر خوب الان فكر نكن اين اقا يه هفته اي عاشق شما شده و مياد زنش رو طلاق ميده و تمام اين شركت و دم و دستگاه ميشه براي تو امثال شيلي سختش كرديد منم شرايطم همينجوره ولي ديگه اينجوريام نيس رفتي خواستگاري بقيه از اون نااميد بشن مريم مقدس كه نيس شما برو خواستگاري چه كاريه كه بگيد دوست بوديد بگو يه نفر معرفي كرده چه فرقي داره چجوري آشنا شديد چرا انقد برا خودتون فيلم هنديش ميكنيد يه واسطه رو بفرس معرفيتون كنه به خونوادش يا به مادرت بگو تماس بگيره بگه يه نفر معرفي كرده ميخوايد بيايد برا آشنايي لزومي نداره خونواده مريم بدونن شما رابطه داشتيد كه بخواد اينهمه مشكل براشون پيش بياد از يه پسر تو سنه شما بعيده شما خودتم خيلي بي تجربه اي اين دختره مورده علاقه شما خيلي خوبيا داره ولي خيلي حساسه داره قضيه رو بزرگش ميكنه داره تراژديش ميكنه شما نذار يكم راحتتر برخورد كن نميخواي با خواستگاري دختره شاه بري كه انقد ميترسي دو حالت داره اين رفتار يا اين مريم خانوم خيلي دختره ساده ايه و مديريت و سياست نداره هنوز اصلا نميدونه بايد چكار كنه نشسته بقيه تصميم بگيرن يا ببينه چي پيش مياد يا حالته دوم خيلي زرنگه نميخواد ازدواج كنه داره وقت كشي ميكنه  اقا اعتماد كنيد ؟ چه تضميني وجود داره كه بعد چند سال با يكي ديگه اشنا نشن و شما رو طلاق ندن؟  ابجي خوبم دست بالا دست زياده خوشگلتر از شما و جوونتر از شما هم زياده فردا روز كه خواست طلاقتون بده ديگه نميتونيد اعتراض كنيد چون شما بهمين شيوه سر از زندگيشون در ه سمت خدا برگرد عزيزم در توبه هميشه بازه..خدا سبب سازه اميدت فقط به خودش باشه و از اين مرد دوري كن شما زندگيتو ميكني اونم زندگيشو حالا گيرم هفته اي يه بار بخواي بريد بهشون سر بزنيد يا ايشون بيان به شما سر بزنن كه اونم تحمل كردنش بنظرم چندان سخت نيست چون همه ميدونن ايشون اين اخلاق رو داره و كاريشم نميشه كرد...نظر من اينه شما دنبال اين نباش كه راهش ندي يا مقابله باهاش بكني شما ايشون رو همينطوري بپذير هر آدمي عيبي داره عزيزم اين بنده خدا هم اين مدلي اند باز خدا رو شكر همسرتون دركتون ميكنن و از اين بابت مشكلي نداري حرمت مادر شوهرت رو دركتون ميكنن و از اين بابت مشكلي نداري حرمت مادر شوهرت رو حفظ كن اگر ميبيني با ديدن رفتاراشون عذاب ميكشي كمتر برو ولي اينكه راهش ندي سايت همسريابي اينطور جاها ساخته نشدين سايت همسريابي خيلي دخترهاي بي كس و كار هستن سايت همسريابي كه از خداشونه كه اينجاها كار كنن اميدوارم خيلي زود سايت همسريابي به خودتون بياين سايت همسريابي و گوشيتون رو خاموش كنين سايت همسريابي واگه لازم شد موضوع رو به پليس خبر بدين.به نظر من علت صدا زدن اسم كوچك كارمنداي شركت هم به اين خاطر بوده كه با همه روابط عاطفي برقرار كردهن به اين گير دادناشون بها ندي و پيش خودت بگي ايشونوو كه همه ميشناسن و ازش مينالن ديگه چرا من خودمو اذيت كنم ايشون تغيير بكن نيستن و اين مدلي ان هر آدمي يه عيبي داره مهم همسرمه كه خداروشكر خوبه و راضي ام ازش برا خودت دغدغه الكي درست نكن خانمم موفق باشي  وان از شما استفاده ابزاري كنن اونوقت هيچ وقت تو اون شركت ابرو ندارين چون گاهي ابدارچي هم فكر ميكنه يه سهمي داره از اين خانم ها.به هر حال من فكر ميكنم شما بسيار دختر خامي هستين و براي اينطور جاها ساخته نشدين خيلي دخترهاي بي كس و كار هستن كه از خداشونه كه اينجاها كار كنن اميدوارم خيلي زود به خودتون بياين و گوشيتون رو خاموش كنين واگه لازم شد موضوع رو به پليس خبر بدين.به نظر من علت صدا زدن اسم كوچك كارمنداي شركت هم به اين خاطر بوده كه با همه روابط عاطفي برقرار كرده . بقيه هم زخم خورده بودن نخواستن چيزي بهتون بگن كه شما هم به زودي به جمعشون بپيوندين. سيمكارتتونو كه عوض كردين دوباره با بچه هاي شركت هم به هيچوجه ارتباط برقرار نكنين.خيلي مواظبه آبروت باش شايد الان به نظرت عادي بياد يا به نظرت يه مزاحمت برسه ولي وقتي با همسره آيندت آشنا شدي وقتي برا تحقيق خواستن برن همه جا يا وقتي كه سوال پيچت كرد درباره گذشتت ميفهمي با همه احتياطي كه به نظره خودت داشتي چقد بي احتياط عمل كردي بعده كه دلت ميخواد سره همه آدمايي كه بهت بي حرمتي كردن داد بزني خيلي مواظب باش آبروي يه دختر گرانبها ترين چيزيه كه داره و هيچوقت هيچيه هيچي جاشو نميگيره نه زيبايي نه پول نه مدرك جاي آبرو و وجه يه دخترو نميگيره هر چند كه خودت واقعا پاك باشي اينو يادت باشه برا همسره آيندت مهمه پشته سرت حرفي نباشه اصلا انقد سرسري به اين قضايا نگاه نكن شايدكه ايشون از نظر مهارت ها كه بماند از نظر ادب هم اونجور كه من ميخوام نيستن چهره شونم كه ميگم مامانم دلمو سرد كردن و احساساس ميكنم به دلم نميشينه از طرفي از آبروي خودم وخانواده ام مي ترسم براي به هم زدن اين ماجرا حالا كه همه اقوام فهميدن و اينكه خب عذاب وجدان ميگيرم وقتي ميبينم واسطه مون معتمد محل انداينقدر دارن تلاش ميكنند اصلن تعريف هاي ايشون بود كه پدر و مادرم راضي ش به ياد داشته باشيد در هيچ مسئله اي نا اميدي خوب نيست ، به عنوان يك برادر دل سوز خدمت شما مي گم كه از امام زمان زياد كمك بگيريد ، چون حل اينگونه مسائل اينقدر مشكله كه بدون عنايت ايشون.....خوب توصيه حقير به شما اينه كه بيشتر با همسرتون صحبت كنيد و سعي كنيد رابطون رو با ايشون محكم كنيد ، اما در اين ارتباط بايد زرنگ عمل كنيد شما بايد با يك پشتوانه ي اعتقادي مناسب در حرفاتون كم كم همسرتون رو در مسيري كه مي خواهيد بياريد خيلي بايد دقيق عمل كنكته آخر اينكه به كار بردن لفظ افسارگسيخته يا خودسر بودن و ... چندان جالب نيست و باعث ايجاد سوء تفاهم ميشود در حالي كه مسلما سوال كننده عزيز از بكار بردن اين الفاظ قصد جسارت نداشته است. با اين حال فرض سوال اين است كه منظور ايشان قبول نداشتن احكام و حقوقي است كه اسلام براي زن و شوهر براي هر چه بهتر شدن زندگي فردي و اجتماعي تبيين كرده است ، به نظر مي رسه  در اين روش بايد محبت و عشق رو چاشني صحبت هاتون بكنيد ، تا بفهمه حرف هاي شما از سر دوست داشتنه كم كم سعي كنيد با يك منطق صحيح بهش بفهمونيد كه تحصيل تو كمكي نمي كنه چه بسا مادران ما درگذشته تحصيلاتي نداشتند  ولي در مدريت زندگي بسيار موفق تر از زن هاي الان هستن ، جسارتا در واژه واژه حرف هام تامل كنيد ، كار سختي رو داريد ، مطلبي كه بيست سال براي همسر شما از طريق جامعه القا شده ، شما نمي تونيد يك شبه برطرف كنيد . اگر در صحبت هام دقت كرده باشيد از واژه ي «كم كم» استفاده كردم مي دونيد چرا چون ممكنه شما براي اينكار نياز داشته باشيد يك برنامه چندين ماهه براي همسرتون تنطيم كنيد شايدم چند بدونه ولي اگر ميدونيد حسابي سرگرمه درسشه مشكلي پيش نمياد تا يه سال ديگه چون كنكور خيلي وقت گيره مطمئن باش وقت نميكنه به چيزه ديگه اي فك كنه كه ميترسي از دستت بره ميتوني تو اين يه سال مواظبش باشي و هواشو داشته باشي اگر مامان باباش راضي هستن احتمالش زياده خودشم راضي بشه به شرطي كه خيلي دختره بلند پروازي نباشه بهتره يه سوال بپرسي كه خودش چه رشته اي دوس داره يا برنامه ش چيه از خونوادشم ميشه پرسيد اينان اگه با همون خواستگارهايي كه شرايطشون مناسب نبود ازدواج مي كرديد بهتر از اين بود كه به پاي اين آدم بموني لاقل اگه خداي نكرده مشكلي پيش ميومد ميدونستي همشهريه و دستت به يه جا بنده نه ايني كه كيلومترها باهات فاصله دارهممنون از نظرات دوستان قابل احترام هستند اما با بعضي از نظرات مخالفممن كل ماجرا رو يكجا تعريف كردم مساله اصلي مشكلتازه اينجا فقط چند مخاطب نظر دادن اگه تو اجتماع اين حرفو بلند بگيد رفتارا بدتر هم ميشه .مطمئنن شما منظور بدي نداشتيد اينو ميگم چون نمونه هاي شما رو زياد ديدم واغلب پسران بسيار جوان هستن يعني زير سال. نمونش آقاي عليخاني! يادمه اون اويل كارش خيلي جملات زشتي براي خانوم ها استفاده مي كرد ولي الان اينطوري نيست حالا تصور كنيد نااگاهنه اين جملات رو در حضور همسرتون هم بگيد يا حركاتي نشون بديد كه همچين برداشتي از شما داشته باشه اون وقت ميشيد مصداق آش نخورده و دهن سوخته! تمام فيلم راز و مسئله قانون جذب هم به همين موضوع اشاره داره! يعني همون بلايي سرتون مياد كه دارين ازش فرار ميكنيد و زنتون به خاطر اينكه يه ادم متحجر و زورگو سرش كلاه نذاره با شما مغابله ميكنه و مثلا در مقابلا اين اوصاف اگر مورد مناسبي پيدا كردي كه يكي از اين موارد را نداشت مثلا همسن بود يا وضع مالي بهتري داشت يا ... در صورتي ميتواني با او ازدواج كني كه مطمئن شوي اين صفت موجب مشكل مورد بحث نميشود مثلا اگر دختر همسن يا بزرگتر بود در صورتي اين ازدواج مانعي ندارد كه زن همسر خود را بچه نبيند و بتواند مديريت او در خانواده را بپذيرد.در مورد اينكه گفتگو كارساز هست يا نه هم بايد عرض كنم در بعضي موارد گفتگو مفيد است مثلا وقتي شما فكر ميكني رفتار همسر شما متاثر از فلان رسانه است ميتواني با تحقيق در آن زمينه و نقد اساسي آن، همسرت را نسبت به اشتباهش آگاه كني و ...داره نابووود ميشه از خودتون دور كنيداين نت لعنتي هم چند روزه قاطيه!خوشبخت باشينه تمام علائمي كه از خودش بروز ميده توي اينترنت نوشته همه جنبه شروع علاقه مندي داره و از لحاظ روانشناسي اثبات شده. خواهش ميكنم منو راهنمايي كنيد.ممنون.و به نظر من ايشون بايد خودش به سمت شما بياد مثل قبل نه طور ديگه اي.خواهر من براتون ناراحت شدم ولي به اين روند ادامه نديد و اجازه بديدخواستگاراي ديگه تون فرصت و اجازه معرفي كردن و مشغول كردن فكر شمارو به خودشون داشته باشن.شايد اصلا اين آقا قسمت شما نيست و قراره كه بهتر از ايشون كه بيشتر باشما هم كفو باشه به خواستگاريتون بياد و در نهايت چون فاميل هم هستيد به هيچ عنوان ٬ خواهرانه بهتون ميگم خودتون رو كوچيك و بي ارزش نكنيد حتي با يك پيامك . يعني انرژي مثبت بايد اثرات مثبت داشته باشد. شايد من تو اين زمينه اشتباه كردم.كلا هم و غم من تو محيط كار خودش بود اما اون باز من رو از خودش نميدونستبا اين همه باز مهرش از دلش بيرون نيومد و نمياد.با اين حال تصميم گرفتم كار رو ترك كنم بلكه فراموش كنم براي دل كندن يا بهتر بگم براي دل كندن بايد فراموش كنم.حدود 2شما خودتون تو دانشگاه يا محل زندگيتون قبل ازدواج چطوري رفتار كردين؟مطمئنم اين سوء ظن شما حاصل عملكرد خودتون در دوران مجردي است. لطفا به همه دانشجويان توهين نكنين.چطور پيش خودتون همچين فكري حتي راجع به خانومتون ميكنين؟اگه ينفر به شما وفادار نباشه نياز به دانشگاه نداره تا اينو ثابت كنه....متوجهين كه؟ساله، برنامه نويس صفحات وب. كارداني نرم افزار كامپيوتر ترم آخر، كارم هم همينه اما نه رسمي به گفته ي ديگران پسر مذهبي هستم. و به گفته ي خودم اگه مادرم اجازه بده و لياقت داشته باشم نوكر امام حسين.من تقريبا يك سال پيش، عضو نرم افزار هاي اجتماعي شده بودم، بعد از مدتي يه خانمي به من پيام داد كه عاشقم و دوسم داره و ... از اين جور حرف ها، من نميدونم از روي دل رحمي بود يا به خاطر خدا كه يه موقع ناراحت نشه و شكست عشقي و از اين چور حرفامن با اين خانوم هر جوري بود رانابراين براي اينكه شما با چنين مشكلي روبرو نشوي بايد به اين موارد توجه داشته باشي يعني اولا تا حد امكان از مواردي كه احيانا به اين تفكر منجر ميشود خودداري كنيد مثلا خانواده طرف را مورد بررسي قرار دهيد و سبك زندگي انها را جويا شويد؛ تا حد امكان سعي كنيد با فردي ازدواج كنيد كه از شما كوچيكتر باشد و وضعيت مالي و شغلي آنها يا در حد شما بوده و يا اينكه پايين تر باشد؛ در جلسات خواستگاري از ايشان سوال كنيد نظر شما در مورد آنچه اسلام در مورد حدود و اختيارات زن و شوهر نسبت به هم گفته چيست؟ پاسخ به اين سوال تا حدودي عقيده ايشان را براي شما روشن ميكند. ثانيا بعد از ازدواج حتما به آنچه كه معتقديد به طور ثابت عمل كنيد و رفتار متغير يا حتي متناقض نداشته باشيد تا همسر شما بتواند شما را بشناسد و خودش را با رفتار شما وفق دهد چنانچه همسر شما هم بايد چنين برخوردي را نسبت به شما داشته باشد.؟ منم نگفتم دائما كارش اين باشه زمانهايي كه حالش گرفتست و امكان بيرون رفتن هم نداره ميتونه اينكارو انجام بده تاثيرش رو ديدم كه ميگم. موسيقي خيلي ارومم ميكنه پس منطقيه به بقيه هم توصيه كنم.ا علاقمند شده چون شايد هوسي بيش نبوده باشه كه اونم با جرقه از طرف خودتون شكل گرفته..مهم نيست كه شما سعي كرديد ايشون متوجه علاقه شما نشه.مهم اينه كه آقايون در اينجور موارد زرنگ هستن و زود متوجه ميشن.خواهر من خيليا ازاين راهي كه شما واردش شديد صدمه ديدن چون تهش هيچي نبودهاون چيزي كه لياقت و ارزش داره شما و سلامتي شماست براي هر كسي و هر چيزي به خطر نندازيدش.و ضمنا از خدا و ائمه بخواهيد كه همسر خوب و مومن نصيبتون كنه نه الزاما ايشون.يه نفر دور هستيد هورمن عشق بيشتر ترشح ميشه نسبت به زماني كه پيشت هست بنابراين دليل اينكه عاشقشي همينه كه دوري ازش اگه پيشت بود شايد بيشتر اخلاقش رو مد نظر قرار ميدادي تا الان داماد باشه ميشه با وساطتت بزرگترهايي كه حرفشون براي مادرتون قابل قبول هستش حلش كرد. اما نكته مهم درباره معيارهايي است كه خود شما داريد و در واقع با ضميمه كردن آن معيارها با نظر مادرتون به ترديد افتاديد. درباره معيارهاي شما بايد بگويم كه عمده مسائلي كه شما بر روي آن دست گذاشته ايد مثل تحصيلات و به روز بودن و توانايي استفاده از ارتباطات نوين چيزهايي نيستند كه به عنوان معيارهاي اصلي در ازدواج مطرح باشند و انسان ميتونه در صورت وجود معيارهاي اصلي همانند تدين، صداقت، اهل تلاش بودن، خانواده دار بودن و وظيفه شناس بودن از اونها چشم پوشي كرد مگر اينكه بگوييد آن موارد غير ضروري منجر به اختلاف فرهنگي ميشهبين برادر من من كاملا يه فرده مذهبيم خواهرم طلبه است همسرم طلبه است ولي خودم دانشگاهيم و ميخوام استاد دانشگاه بشمباتشكر از عنايت و نظرات دوستان.من بعد از يك دعواي سخت و جدي با ايشون كات كردم .البته من قبل ازيشما نبايد نگران باشيد و اين نگراني شما بي مورداست، با توجه به مطالبي كه ذكر كرديد، بعيد است كه به شما جواب منفي يا رد بدهند، فلذا در وهله اول اميد و توكلتان به خداوند متعال باشد.ناگفته نماند كه،در ازدواج مهم برخوردار بودن طرفين از تناسبهاي اصلي، فكري اخلاقي رفتاري و اعتقادي ست كه اين تناسبهاست كه ضامن يك عمر خوشبختي زوجين است، اگر شما با ايشان از اين تناسبهاي برخوردار باشيد، پس مناسب هم هستيد و اين مساله را خانواده او نيز قبول دارند.اختلاف فرهنگي كه ديگه نگو الان تو يه شهر منطقه به منطقه اختلاف فرهنگي وجود داره حالا شمال و جنوب ايران كه جاي خود داره.خدايا توكل بر تو و لاغير.مويد باشيده خاطر همين خودشون رو توي خونه تخليه ميكنن خيلي پر انرزي هستن تو خوندر بحث خوامن قبلا مشكلم رو تو پست خسته است توصيح داده بودم، چند روز بعد از اون ماجرا ها اوضاع خيليطعا تحمل كردن اين وضعيت بسيار سخته و اين خانم براي رهايي از فراقعا به خاطر صبر و محبتي كه تا الان داشتين بهتون تبريك ميگم. شما بهترين همسر براي شوهرتون هستين. پاداش صبر و محبت شما رو فقط خدا ميتونه بده.يه كم ديگه صبر كنيد ميريد سر خونه زندگي خودتون و مقدار زيادي از اين مسائل حل ميشه. خدا رو شكر همسرتون هم شخص خوبي هستن و شما رو درك ميكنن.شما اين نكته رو در نظر بگيريد كه مادر شوهرتون چه قدر براي بزرگ كردن شوهر شما زحمت كشيده به خطر همون زحمت ها بهش محبت كنيد. مطمعن باشيد با صبر و محبت شما، ديگران به مادرشوهرتون براي اصلاح رفتارش فشار ميارن.هر چند مشكلاتي مثل خساست سخت حل بشن. اين رو هم در نظر بگيريد معمولا هر خانواده اي يه مشكل دارن. يكي داداش معتاده. يكي بد دهن. يكي خسيس. يكي بي ايمان يكي با افاده. يكي بي احساس. يكي اصلا خانواده نداره و .....هاي شما هم براي خوتون و هم براي آن خانم دردسرساز بشه و بطور كلي روند پيگيري رو تغيير بده.ايشون بعد از اينكه تصميم جدي براي اقدام به شكايت گرفتند بايد يك وكيل بگيرند و حداكثر كمك شما كمك براي انتخاب يك وكيل خوبه.قانون خوب ميدونه از اينگونه زنهايي كه پشتوانه ندارند و در خانه مورد ظلم واقع ميشوند چگونه دفاع كنه قول گرفت بهش فرصت بدم، گفت بيا يه مدت از شما الان تو جو اين رابطه هستيد و قادر به تصميم گيري صحيح نيستيد بقول يكي از دوستان مسخ شديد.. دختر خوب خواهر من! شمايي كه خداباوري شمايي كه حلال و حروم سرت ميشه يه خواهش ازت دارم ميشه يه لحظه خودتو جاي همسر اون اقا بذاري ابجي؟ ميشه تصور كني زندگيت يهويي با دوتا بچه ويرون بشه چه حسي بهت دست ميده؟ميشه با خودت فكر كني داري چيكار ميكني؟ ابجي جان الان داغي نميدوني داري چيكار ميكني بذار يه مدت بگذره بخدا قسم به خودت لعنت ميفرستي حتي شرمت مياد كه بياد اين روزا بيفتي...من همسن شمام بنابراين خوب دركتون ميكنم از برخي جهات..اينكه تنهاييد و دوست داريد يه همدم داشته باشيد يكي كه بفهمه شما رو و شما هم بفهميدش ..دوستتون داشته باشه و دوسشفك ميكنه شما ميخواين محدودش كنين پس از فردا دمار از روزگارتون درمياره و به قول معرف به مرگ ميگيره كه شما به تب راضي بشيد چرا؟ چون شما قبلا با حرفاتون بهش اين پيام رو داديد كه قراره نذارين آب خوش از گلوش پايين بره درحاليكه كه همچين قصدي نداشتينباور كنيد زنها دنبال سوار شدن رو كول مردها نيستن بيشتر اين اختلافات به خاطر اينه كه رفتار با همديگه رو بلد نيستيم شما با خانواده اي كه بافرهنگن وصلت كن غمت نباشه هيچكي سوارت نميشه! فقط اينو بدون زنها به كلمات خيلي حساسن به حركات خيلي حساسن فقط كافيه احترامشون رو از اين دو جهت حفظ كنيد و بهشون محبت كنيد اون وقت مثل گل واست ميشكفن نه اينكه سوارت بشن  اين كارا مال خانواده هاي بيفرهنگه اگه چشماتون رو باز كنين خيلي راحت قابل تشخيص هستن اينو بدون زنها با هركي هم دشمني كنن با شوهرشون دشمني نميكنن مگه اينكه مريض باشن!!شوهرم اينا دقيقه اي پياده راهه. هزار بار شكر طبقه پايين اينا نرفتيم.نه اينا راضي بودن بريم نه منو شوهرم.البته مادرشوهرم به خاطر پول اجاره كه ميگيره راضي نبود. درد دل خودمو بگم ..خفه شدم بس يه سال هيچي نگفتم.اخر ديدم اينجا بگم شايد شماها كه مثل منين يه راهي نشون مادر شوهر من خيلي خسيس ،پست،اخمو هستش.نه دوس داره براش مهمون بيان نه دوس داره كسي از وسايلااولا شما اصلا سن يندارين كه پناه بردين به اين سايتا .... توكلتون به خدا باشه بته وجود اين موارد به اين معنا نيست كه طرف صد در صد چنين مشكلي دارد بلكه اينها صرفا قرائني است كه ممكن است فرد متصف اين صفات، با چنين مسئله اي روبرو باشد. در كنار اينها نقش مرد به عنوان تعيين كننده حدود و وظايف و اختيارات زندگي از همان
ادامه مطلب

نوشته شده در ۱۸ خرداد ۱۳۹۴ساعت ۰۹:۳۱:۳۴ توسط سايت همسريابي شيدايي نظرات (0)

[ ۱ ]

آخرين مطالب
» بهترين سايت همسريابي